ریخت اشکم، منفجر شد بمب قلبم توی دلش خندید به من احمق
منم قلمو گرفتم دستم نوشتم تکستی که بگم ازش خستم
قلم در توانش نیست این کلمات بیت میکوبه مثل تیک تیک ساعت ضربات
ضربان قلبم رفت روی هفتصد از درد غافیه های پوکید قلبم
من سردار بودم شدم سرباز فرار کردمو حالا خیلی تنهام
دوست داشتم باهاش باشم، توشبای سـراوان ولگردی تا خرخره بگازم
جاده زاهــدان با سرعت دویست
بترکونیم ولومو، ولی مار منو نیش زد
من افو میخاهم از این که عاشقت شدم ای مار افعی
یادته چشام افتاد تو چشماتو اخم کردی؟
گفتی جواب چشمک فحشه جواب فحش مشته
حالا میخواهم بخونم از ته دل رفتیو منو فرستادی ته گل
اشکال نداره برو پشت سرت منو نگا نکن خوش باش با زیدتو منو دیگه صدام نکن
دیگه مهم نیست از این به بعد چی بپوشی اصلا مهم نیست زنگ بزنه کی به گوشیت
نمیخواهم دیگه اسمم تلفظ شه روی لبهات گمشو برو، نمیخوامت من تو رو دیگه الاف
تعداد بازديد : 1213